تبليغاتX
اشیان عاشق ترین دستها

اشیان عاشق ترین دستها

سلام عزیزانم....

برای سر و سامون دادن به اینجا و لینک ها و اینا یه کم وقت نیاز دارم....این روزا سرمون خیلی شلوغه...خدا رو شکر به خوبی میگذره....من که در گیر باشگاه و کار و اینا هستم...گلک هم مشغول کار و شرکت و ...

امروز مهمونی خونه عمه بودیم که خوش گذشت....طبق معمول اخرین نفر بودم که رفتم....نمیدونم چرا اینقدر دیر به مهمونی ها میرسم...دلم میخواست بخوابم...صبحش باشگاه بودم و خسته شده بودم...خلاصه تنبلی و کمبود وقت مشکل این روزای منه...

گوش شیطون کر در فکر تدارک سفر نوروزمون هستیم..راستی یک شنبه تولدم بود و مهمونی گرفتم...کیکمو خیلی دوست داشتم یه توت فرنگی قرمز و بزرگ...با برگهای سبز..خیلی هم خوشمزه بود..تا سه روز بعدش اضافه غذاها و کیکم رو میخوردم..ها ..ها...خیلی غذا این سری زیاددرست کرده بودم و کلیش موند...باقالی یلو با گوشت..سوپ جو . قرمه سبزی..همراه با سالاد و کرم کارامل...گلکم هم برام یه سرویس طلای خوشگل خریده بود  و سوپرایزم کرد...دست گلش درد نکنه...

عزیزای من ..من برم بخوابم دیگه..زودی میام ییشتون...فدای همه دوستای گلم بشم....بوسسسسسسسس

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 0:43  توسط اتی  | 

سلام به دوستای گلم...فعلا فقط میتونم بگم نمیدونم چه اتفاقی برای وبلاگم افتاد...یه روز اومدم وارد بشم دیدم نمیشه...بعد دیدم حذف شده...اصلا هم دنبالشو نگرفتم..حوصله شروع یه بازی مسخره رو نداشتم..محبوبه جون مطمینی امروز بازش کردی بود؟؟؟یکی از دوستان میگه امروز وبلاگمو باز کرده و سر جاش بوده..دارم با بلاگفا ممکاتبه میکنم ببینم چی شده؟؟؟فقط اومدم بگم دوستتون دارم و هستم..یس دوباره با همیم..اگه گسی با وبلاگم مشکلی نداشته تا امروز و صفحه اصلی رو میدیده بهم خبر بده..روی ماهتونو میبوسم و زود برمیگردم...

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 0:40  توسط اتی  |